{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیونتم من که طاقت ندارم عشق وصبوری نمیسازن باهم، تو دادی

دیونتم من که طاقت ندارم عشق وصبوری نمیسازن باهم، تو دادی منو دستِ غم ولی من یک موی تو رو نمیدم به عالم، سهم من از تو یک آغوش خالی، شکستن قلبی که بی صدا بود، دنیا وقت مال ما یک ماجرا بود، دست های گرم من وتو جدا بود، نامهربونی که از من بریدی، شب گریه هامو نموندی ندیدی،رفتی نگفتی که با من چه کردی، چی از من دیدی چی ازمن شنیدی، دنیا دو روزه یک روز اشک یک روز آه مثل شادی کم مثل خنده کوتاه
دیدگاه ها (۱)

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

رئیس دوست داشتنی من پارت یازدهمصبح بود ومن سرکار بودم مشغول ...

پارت ۲۲روز خاکسپاری شیو:یونا کجاستجینو:گفت میره دستشویی و بر...

مهمونی خطرناکپارت=7ویو ات:بعد از اینکه کوک بهم توضیح داد یکم...

درخواستی چیفویو

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سر یک موضوعی قهر کردیم ولی اون طاقت دعوا...

My lovely neighbor part : ۶۸

((جوانه عشق در قلبی سنگی))پارت:۱۱(ویو تهیونگ)تویه اتاق جلسه ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸صبح روز بعد___________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط