Dont Leave me

Part➜1

کیفمو برداشتم و از مدرسع زدم بیرون.صدای خنده‌هاشون تو سرم اکو میشد.واسم عادی شده بود، هر مدرسه‌ای ک میرفتم به‌خاطر قد کوتاهم مسخرم میکردن، مهم نیس!اینم میگذره...یعنی امیدوارم بگذره...

راوی))
نم‌نم بارون جاشو ب سیل و رعدوبرق داد، کمتر کسی پیدا میشد ک مثل ا.ت بدون چتر و لباس گرم باشه. مردم زیر چتراشون بودن و از بارون در امان بودن ولی بازم عجله داشتن برن توی ماشین یا مغازه ها ک خیس نشن.
ا.ت این حسو دوست داشت ک زیر بارون قدم بزنه، این بو رو هم دوست داشت؛باعث میشد همه چیو فراموش کنه و در لحظه زندگی کنه.
ولی.....فقط ا.ت بود ک زیر بارون قدم میزد و لذت میبرد؟


ا.ت))
تا ب خودم اومدم فهمیدم خیس اب شدم و غیر از من هیچکس تو خیابون نیس،صدای رعدوبرق و بارون با صدای اهنگ گوشیم ترکیب قشنگی شده بود، میدونستم تهیونگ داره زنگ میزننه، حوصله جواب پس دادن بهشو نداشتم ولی دست بردار نبود پس جواب دادم و گذاشتم رو اسپیکر.
الو
× تو کجایی؟ چرا از مدرسه رفتی بیرون؟ صد بار زنگ زدم چرا جواب نمیدیی؟
اره عزیزم حالم خوبه مرسی ک پرسیدی
× اوکی زیاده روی کردم، کجایی؟
پیش اون پلم ک نزدیک مدرسه هس
×همونجا بمون الان میام دنبالت
با...
ایششش بزا حرفم تموم شه حداقل
صدای اهنگو زیاد کردم و ب سمت پل حرکت کردم.
...


#fake
#BTS
#Jungkook
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ (سرنوشت)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

تکپارتی | جونگکوک

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

•~•~• پیوند اجباری : قسمت اول •~•~•صبح بود ، بارون خیابون ها...

سناریو بونتن پارت اخر

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط