{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمی‌دانم قدم زدن کنار

-چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمی‌دانم قدم زدن کنار خیابان یا روشن کردن یکی دو سیگار کاریش کرد. اینجا باور کنید من گاهی دیگر انگار نمی‌توانم نفس بکشم..

#هوشنگ_گلشیری
دیدگاه ها (۱)

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۰عصر، دوباره به کنار رودخونه رفتن.همون...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا زیر لب گفت:«اون داره میاد پایین.»ریگیل...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

ادامه پارت ۲ صدای خش‌خش از داخل اتاق شنید. مانیا عقب رفت. «...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_3 فصل دوم | قان...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط