تو عروسی بودیم ، گفتم اه اه چقدر اون دختره بد می رقصه ، ک

تو عروسی بودیم ، گفتم اه اه چقدر اون دختره بد می رقصه ، کوتاهم نمیاد یه بند وسطه!!!😒

یهو خانم کناریم گفت :ببخشید ! اون دختر نیست
پسر منه! !!!

گفتم :وای ببخشید شما مادرشین؟😰
سرخ شد و گفت :خجالت بکش!!! من باباشم!😐

تو روحشون چقد خوب آرایش کرده بودن😑
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۵۷)

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

HATE TO LOVE¹⁹(ویو:رز)_:اما نگران نباش.من هم برای تلافی...می...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

پارت ۳۱۰ دیقه مونده به شروع مراسم رسیدیم و بادیگردا در ماشین...

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط