{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر . . .

مادر . . .
خودش هم که نباشد،
مادری اش را برای تو می گذارد.
عشقش را برایت در لبخند دخترکی در گوشه پیاده رو،
نگرانی اش را برایت در پس داستان پیرمرد راننده،
دعای خیرش را در دستان لرزان پیرزنی که تا خانه همراهیش کردی...
مادر خودش هم که نباشد،
مادری اش را پیش تو جا می گذارد...
حتی اگر دستانش از دنیا کوتاه باشد؛
حواست باشد،
او حواسش به تو هست..!
دیدگاه ها (۸)

when silence became a scream p20

فشارِ سنگینِ آن چند ساعتِ گذشته، دیگر فقط سینا را هدف نگرفته...

( last minute )

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

p3

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط