ألسَّلاَمُ عَلَیکَ یَا بَاقِرُالعُلوُمِ...

ألسَّلاَمُ عَلَیکَ یَا بَاقِرُالعُلوُمِ...


آمدم در پناه چشمانت
زائر هفت اسمان باشم
باقر علمِ ال پیغمبر
امدم در کلاستان باشم

تو الفبای شیعه بودن را
صرف کردی و یادمان دادی
و به دنیای تیره از تردید
یک بغل عشق ارمغان دادی

با کلامی صمیمی و محکم
فقه تاریخ را بنا کردی
با زلال حدیث و تفسیرت
باورم را پر از خدا کردی

ای که در شهر مادری،عمری
غربت از حرفهات پیدا بود
وقت دلواپسی توسل تو
یا الهی...به حق زهرا بود

تو چهل سال دیده ای هر روز
گریه ی بی امان بابا را
می گذشت از مقابل چشمت
روضه های مدام عاشورا

دیده ای با نگاه خون الود
که غریبی ز صدر زین افتاد
و در اغوش خاکی گودال
ناگهان عرش بر زمین افتاد

گر چه از زهر خون جگر گشتی
تا سه روزی که ناله میکردی
بی گمان لحظه های اخر را
یاد طفل سه ساله می کردی
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱ساعت ۲:۴۱ بامداد بود.همه خواب بودند.تو هم خوابیده بودی...

وقتی...(پارت ششم)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۳ صبح روز بعد، جونگین وارد مدرسه شد.ه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت شانزدهم: چیزی که نباید می‌دیدجونگ‌کو...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

فاصله یک لبخند تا جنون

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط