فصل دوم پارت ده

چانی:تو از کجا میدونی
مین سو:خوب این اتفاقاط افتاد دیگه منم فراموش جردم بهت بگم،امروز چیا زنگ زد و مارو برای عروسیش که پنج شنبه هفته آیندس دعوتمون کرد دیگه بهم گفت امروز نرفته سر کار
چانی:عروسیش؟؟
مین سو:آره گفت قراره با یانگ ازدواج کنه
چانی:چه باهال یهویی خوشبخت بشن
مین سو:اوم راستی من با این وضعیت به نظرت واسه پنج شنبه هفته آینده حالم خوبه یعنی میتونیم بریم عروسی
چانی:خوب اگه خوب استراحت کنی۲روز نشده خوب میشی
مین سو:امروز چند شنبس؟
چانی:سه شنبه
مین سو:پس تا روز عروسی ۹روز مونده به نظرت تا اون روز من خوب میشم
چانی:آره حتما تا اون روز دیگه خوب خوبی
مین سو :😊
چانیول اومد سمت تخت و کنار من دراز کشید دستشو انداخت دور کمرم و سرشو گزاشت کنار گردنم نفسشو قشنگ احساس میکرد عاشق این کارش بودم حس خیلی خوبی بهم میداد
چانی:اسمشو چی بزاریم؟؟
مین سو:نمیدونم
چانی:میگم تو انتخواب کن
مین سو:چان
چانی:بله
مین سو:نه منظورم اینه که چان چطوره اسمشو بزاریم چان تازه اسماتونم به هم میاد پارک چان پسر پارک چانیول هومم؟
چانی:بعد اگه یه روز منو بخوای صدا بزنی بچه فکر کنه اونو صدا زدی یا برعکس چی؟
مین سو:خوب دیگه تورو چان صدا نمیزنم یا بچرو چان کوچولو صدا میزنم
چانیول:نمیدونم
مین سو:پس اسمشو میزاریم چان....

ادامه دارد

چه باحال پارک چان پسر پارک چانیول الهییی😍
خوب امیدوارم دوست داشته باشید نظر بدید حتما کامنت نشه فراموش ممنونم کیوتیام😊اگه غلط املایی یا اشتباه تایپی وجود داره ببخشید دیگه🙈
دیدگاه ها (۳)

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت پنجم ا.ت پوشه‌ی خاک‌گرفته رو از ر...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

رمان جونگکوک

جدایی

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط