پارت ۵ دوست پسر بد

ا.ت رو میندازه روی تخت چون نمیتونه لبش رو از روی لب ات برداره باهم می افتن رو تخت
بعد از چند دقیقه بوسه های شدید
کوک از روی ا.ت پا میشه و لباسش رو در میاره
ا.ت خجالت میکشه و چشماش رو میبنده
کوک سرش رو میاره تو گردن ا.ت و در حالی که نفس های داغش میخوره به گردن ا.ت میگه
+نباید خجالت بکشی بیب میخوام ددیت بشم🙍‍♂️
=با....باشه
باز روش خیمه زد و روی گردنش مارک میزاشت
میخواست بره پایین تر که لباس ا.ت اجازه نداد
بلندش کرد و زیپش رو باز کرد اروم اروم جوری که دستش بدن ا.ت رو لمس میکرد بند لباسش رو اورد پایین ولی هنوز کامل در نیومده بود و روی پاهاش رو پوشونده بود
کوک که دید ا.ت سوتین نداره خوشش اومد
و کوک خودش رو انداخت روی ا.ت و سینه هاشون داشت به هم برخورد میکرد و کوک کاملا خودش رو روی ا.ت انداخت و بدنش رو به بدن ا.ت میچسبوند و میمالوند
+حال میده اره
=یکم درد داره
+چی...
=خیلی خوبه
+آفرین بیب
کوک دستش رو میکشید روی بدن ا.ت و رسید به لباسش که هنوز کامل در نیومده بود
کشید پایین و پرتش کرد اون ور
کوک تو فکرش بود که درش بیاره ولی باز هم رفت سراغ سینه هاش و به شدت میمالید دوباره رفت پایین تر و شرت ا.ت رو در اورد ا.ت پاهاش رو خم کرد ولی کوک توجه نکرد که ....

چه زود گذاشتم نه😂😉
دیدگاه ها (۵)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تکپارتی جونگ کوک

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

ادامه سناریو

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط