رقابت عشق

رقابت عشق
پارت هشت

لیزگه انور رفتن کافه نشستن

لیزگه : خب....کاری داشتی اومدیم کافه

انور : مگه حتما باید کاری داشته باشم بات همینطور اومدیم بیرون

لیزگه : عا......

تا لیزگه خواست حرف بزنه گوشیش زنگ‌خورد ایلول بود

ایلول : بعد ضبط کجا رفتی میمون

لیزگه : رفتم کافه

ایلول : چییییی من هنوز سر ستم

لیزگه : بسوز🤣

ایلول : حالا با کی رفتی؟

لیزگه : انور

ایلول : چییییییی

لیزگه : وای کر شدم بعدا حرف میزنیم بای

ایلول : بای

لیزگه قطع کرد

انور : خب چی میخوری

لیزگه : قهوه

انور : باشه
دوتا قهوه سفارش داد

انور : نظرت راجب یازگی چیه

لیزگه : دختر خوبیه خوشگله مهربونه عالیهه بازیگریش عالیه مخصوصا قسمت اول دیدی چه قشنگ بازی کرد

انور : نظر منم همیشه واقعا عالیه قدرت بازیگریش قویه

لیزگه : ییعیت هم خیلی خوبه

انور : راجب ییعیت نظری ندارم

لیزگه : من خوشم اومد از بازیگریش

انور : بد نیس

اینم از پارت هشت نظرتون بگید
و بعضیا گفتید یازگی تو چشم انور بد کردی من بدش نکردم الانم اینجا از یازگی تعریف شده
دیدگاه ها (۰)

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

Hate me,Beat me

رقابت عشق پارت دوازدهانور : البته ایلول برک علی هم حالاخونه...

پارت پونزده رقابت عشقانور صبح گوشیش زنگ‌خورد برک‌علی بودبرک ...

پارت ۷ لیزگه لباساش عوض کرد زنگ زد ایلوللیزگه : الان عقب مون...

رقابت عشق پارت نهفقط من لباسایی که خریدن الان‌تو پارت نه گذا...

رقابت عشق پارت یازدهانور رسید و لیزگه سوار شدانور : خوشم میا...

امیدوارم خوشتون بیاد😊پارت ۲استاد مارال : خب بچه ها امروز همت...

عمارت عشق پارت 4

زندگی یک شیطان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط