{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏‏چایی نجف عجب به جان میچسبد/

‏‏چایی نجف عجب به جان میچسبد/
سنگینی آن به زائران میچسبد/

تا نیمه ی آن پر از شکرهای درشت/
هی نلبکی اش, به استکان میچسبد/

در آخر اذکار تمام دنیا/
یک ذکر "امیرمومنان" میچسبد❤
دیدگاه ها (۱)

«پناه»؛ میبرم «به خدا»،از عـیبی که؛«امروز» در خود می بینم،و؛...

◀ قالَ النّبیُّ صلی الله علیه و آله :یا علیُّ ، تُریدُ سِتَّ...

سنجش عملکرد-------------------پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جع...

دﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﺧﺎﺭﺟﯿﺎ ﺗﻮ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺁﺳﺎﻧﺴﻮ ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﻦ! ﻭﻟﯽ ...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

nine

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

***ابریشن نیمه شب***# پارت ۱۶: بازگشت به حصارِ یخبعد از آن ش...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت اول: تلاقی نور و ص...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۹: میانِ پناه و طوفانفقط یک روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط