p16
یه تیر خالی کرد تو سرش کوک:گارسون بیا این بی شرف رو ببر یه جا خاکش کن گارسون:چشم قربان اومد بردش دست منو گرفت برد بیرون از کلاب تو یه کوچه خلوت تنگه تاریک چسبوندم به دیوار کوک:دختره یه لعنتی کی بهت اجازه داد ببوسیش لبامو لیس زد میخواستم بگم که هر بار مانعم شد با مک هایه وحشیانه پشت سر هم ساکتم میکرد لبام خیس شد صورتش خیلی کم ازم فاصله داشت سرمو گرفت بالا دستشو لای موهام برد کوک:تکرار کن من مال جئون جونگ کوکم تکرار کن لبمو گاز گرفت من:من مال جئون جونگ کوکم من مال جئون جونگ کوکم پسره ی احمق هات عشق من تویی نکبت بفهماینو لبایه همدیگرو گاز گرفتیم و میخوردیم دوتا دستام رو صورتش بود نفس کم آوردیم سیب گلومو بوسید گردنمو گاز محکمی گرفت و....(اونجا نکردش بردش خونه ولی اسمات نمیزارم اولن اینکه به هیچکودومتون اعتماد ندارم اگه بزارم تو دایرکت حتما یکیتون واسه فیلتر شدنم میفرستید برا مدیر برا همین اسمات نمیزارم) رو تخت بدون لباس رو تخت خوابیدیم چون گرم بود ملافه رو یکم دادم پایین کوک:زنیکه هات خوشمزه من:مرتیکه هات پتو رو کشیدم رو خودم رفتم روش بدنمو چسبوندم به بدنش بدن عضله ایش خیلی گرم بود با اون تتوهایه لعنتیش خیلی فاکی بود دوتا دستامو پیچیدم دور گردنش کوک:دیگه هیچ وقت جز من کسه دیگه ایو نبوس نمیزارم مال کسه دیگه شی دیدی که کشتمش لازم باشه بخاطرت ۱۰۰۰ نفر رو میکشم تا مال خودم باشی من:هی حالا نیازی نیست کسیو بکشی کوک:میکشم خندیدم دیگه تو بغل هم خوابیدیم
- ۴۱.۴k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط