From hate to love
From hate to love
Part:8
که ازم جدا شد و با چشمای خمار نگام كرد و گفت:
+ چرا همکاری نمیکنی
_ چ....چون از این کار خوشم نمیاد😒
+ که خوشت نمیاد نه......
جونگ کوک آرتمیس رو کول کرد و بردش به اتاق خودش ( منحرف نشید) و شروع کرد به بوسیدن لبای آرتمیس دید آرتمیس همکاری نمیکنه لب پایین آرتمیس را گاز گرفت و آرتمیس به ناچار همکاری کرد. یهو در اتاق باز شد و بعله لیا بود
& آرتمیس
_ بعله
& اینجا داری چیکار میکنی
_ داره توضیح میده
& پشمام حاجی
_ راستی جونگ کوک کجاست
آرتمیس یه نگاه به جونگ کوک کرد که تکیه داده به دیوار و داره با چشمایی خمار به آرتمیس نگاه میکنه
لیا گفت:
& آرتمیس من میرم الان میام همینجا بمونیا
_ باشه
ولی لیا وقتی رفت در اتاق رو قفل کرد چون از اول میخواست دوتا کبوتر عاشق رو به هم برسونه جونگ کوک هم که مست بود شروع کرد به در آوردن لباساش( اسمات تو کامنتا)
میدونم شرت ها رو نرسوندید ولی خب
Part:8
که ازم جدا شد و با چشمای خمار نگام كرد و گفت:
+ چرا همکاری نمیکنی
_ چ....چون از این کار خوشم نمیاد😒
+ که خوشت نمیاد نه......
جونگ کوک آرتمیس رو کول کرد و بردش به اتاق خودش ( منحرف نشید) و شروع کرد به بوسیدن لبای آرتمیس دید آرتمیس همکاری نمیکنه لب پایین آرتمیس را گاز گرفت و آرتمیس به ناچار همکاری کرد. یهو در اتاق باز شد و بعله لیا بود
& آرتمیس
_ بعله
& اینجا داری چیکار میکنی
_ داره توضیح میده
& پشمام حاجی
_ راستی جونگ کوک کجاست
آرتمیس یه نگاه به جونگ کوک کرد که تکیه داده به دیوار و داره با چشمایی خمار به آرتمیس نگاه میکنه
لیا گفت:
& آرتمیس من میرم الان میام همینجا بمونیا
_ باشه
ولی لیا وقتی رفت در اتاق رو قفل کرد چون از اول میخواست دوتا کبوتر عاشق رو به هم برسونه جونگ کوک هم که مست بود شروع کرد به در آوردن لباساش( اسمات تو کامنتا)
میدونم شرت ها رو نرسوندید ولی خب
- ۲۴۸
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط