{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت "

سرنوشت "
p,26
.
.
.
بدنم مور مور شد و این از نگاه بچه ها مخفی نموند ...
.
دوباره بطری رو چرخوندن...
.
کانر : خب جونگ کوک .. جرعت یا حقیقت ..؟
.
کوک : حقیقت ..
.
کانر : اگه بهت یک میلیارد وون بهت بدم ... ا/ت رو میدی بهم ..؟
.
با این سوال کانر همه تعجب کردن ... بدون مکث گفتم
.
کوک : نه !
.
جیمین : بسه دیگه این بازی رو جمعش کنین خسته شدیم ..
.
ته : موافقم .
.
هلن : خب اان ساعت ۸ عه بریم بیرون شام ...؟ اخه ی کلبه رستورانی هست خیلیی وایب خوبی میده این موقع تازه دریارو هم ببینیم ؟.
.
کوک : بنظرم خوبه ... ا/ت تو چی ؟
.
ا/ت : ارههه بریمم ( ذوقق)
.
.
.
دیدگاه ها (۵)

الیسا:تو برو به کوک بگو که ا/ت میخواد روش آب بریزه دیگه نمید...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط