خاطرات تو همانند دکتریست که ،

خاطرات تو همانند دکتریست که ،
من بابت مریضی ام فقط به او سر میزنم !
جالب اینجاست که من هر روز مریضم …
و دکتر هم تسکین بلند مدّت نمیفهمد . . !
.
دیدگاه ها (۲)

اجبار به بدبختی پارت ۱۲

🐥: ممنونم بابت تبریک‌هاتون. 💗چون مدام در سفر و رفت‌وآمدیم، ر...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت اخر

پرنسس ناخواسته

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

꧁عمارت عشق꧂Part number 35(پارت اخر-)"خب، ناکاهارا سان، شما.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط