🕷پارت هفتم عشق تلخ🥀
🕷پارت هفتم عشق تلخ🥀
🐨وگرنه به زور می برمت
🐹هه!خیال کردی!جرعت داری بهم دست بزن!!!
🐨ببین خودت خواستی!
(نامجون دستمالی رو که به داروی خواب اور آغشته کرد به سمت بینی جین میبره و جین بیهوش میشه)
🐨خب.خب،پدرم گفت خیلی چیز با ارزشی براش هستید پس باید یچیزی بدونی!!وقتی از خواب ناز بلند شدی اعتراف میکنی که چی باعث شده بیام دنبالت(میخنده)
🐱میگی داریم کجا میریم یا پیاده بشم؟؟؟
🐥.......
🐱چرا حرف نمیزنی؟؟؟
🐥.........
🐱داری منو می ترسونی احمق بگو دیگههههههه(داد)
🐥خفه شو تا نکشتمت
🐱جرعت داری بهم دست بزن ببین عم ت چکارت میکنه فسقلی!!هه
🐥اول اینکه فسقلی اگر یکبار دیگه بگی میکشمت!و دوم اینکه هه!پدرت الان داره توی زندان می پوسه و جون میده(پوزخند و میزنه)
🐱چ..چییی....چی داری بلغور میکنی!!!!وایسااااااا!می خوام پیاده بشم!!!!
(یک شب قبل اتفاق)
🐨بچه ها باید یکاری بکنیم!نمیشه که الکی پسر عموهامون رو بگیریم!!
🐥موافقم.چطورهه ازشون بازجویی بکنیم؟کوک تو نظری نداری؟
🐰بنظرم باید شکنجشون کنیم تا زبون باز کنن مخصوصا اون تهیونگ!
🐨ما مثل بابا نیستیم بفهم!
🐰خب دیگه مشکل خودت هه اینا وقتی اینارو دارن از ما مخفی می کنند سوال پرسیدن کاری رو حل نمی کنه!
🐥موافقم،بریم فردا بگیریمشون!!
🐨از دست شما.برید بخوابید الان بابا میاد با یه هرزه دیگه اینجارو جهنم می کنند.
🐰اوکی،شب بخیر
🐥باشه ولی بدونید شکنجه که بکنیم پدر متوجه نمیشه؟؟
🐰مگه براش مهمه اخرش میکشتشون
🐨اوفففففف بخوابیددددد.
🐨وگرنه به زور می برمت
🐹هه!خیال کردی!جرعت داری بهم دست بزن!!!
🐨ببین خودت خواستی!
(نامجون دستمالی رو که به داروی خواب اور آغشته کرد به سمت بینی جین میبره و جین بیهوش میشه)
🐨خب.خب،پدرم گفت خیلی چیز با ارزشی براش هستید پس باید یچیزی بدونی!!وقتی از خواب ناز بلند شدی اعتراف میکنی که چی باعث شده بیام دنبالت(میخنده)
🐱میگی داریم کجا میریم یا پیاده بشم؟؟؟
🐥.......
🐱چرا حرف نمیزنی؟؟؟
🐥.........
🐱داری منو می ترسونی احمق بگو دیگههههههه(داد)
🐥خفه شو تا نکشتمت
🐱جرعت داری بهم دست بزن ببین عم ت چکارت میکنه فسقلی!!هه
🐥اول اینکه فسقلی اگر یکبار دیگه بگی میکشمت!و دوم اینکه هه!پدرت الان داره توی زندان می پوسه و جون میده(پوزخند و میزنه)
🐱چ..چییی....چی داری بلغور میکنی!!!!وایسااااااا!می خوام پیاده بشم!!!!
(یک شب قبل اتفاق)
🐨بچه ها باید یکاری بکنیم!نمیشه که الکی پسر عموهامون رو بگیریم!!
🐥موافقم.چطورهه ازشون بازجویی بکنیم؟کوک تو نظری نداری؟
🐰بنظرم باید شکنجشون کنیم تا زبون باز کنن مخصوصا اون تهیونگ!
🐨ما مثل بابا نیستیم بفهم!
🐰خب دیگه مشکل خودت هه اینا وقتی اینارو دارن از ما مخفی می کنند سوال پرسیدن کاری رو حل نمی کنه!
🐥موافقم،بریم فردا بگیریمشون!!
🐨از دست شما.برید بخوابید الان بابا میاد با یه هرزه دیگه اینجارو جهنم می کنند.
🐰اوکی،شب بخیر
🐥باشه ولی بدونید شکنجه که بکنیم پدر متوجه نمیشه؟؟
🐰مگه براش مهمه اخرش میکشتشون
🐨اوفففففف بخوابیددددد.
- ۶.۱k
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط