در قمار با تو بودن باختم ، مانند مرد
در قمار با تو بودن باختم ، مانند مرد
تن به تن باشد میان من و چشم تو نبرد
حاکمی ، شاه مرا با دل زدی اما بدان
آنچه با من کرده ای در این زمانه کس نکرد
مات و مبهوت تو بودم دست اول ، کُت شدم
تا که فهمیدم چه شد از شَرم شد رویم زرد
تخته نرد آورده ای گویی که دانی چیست این؟
تخته را استاد باشم نیست مثلم هیچ فرد
تاس می انداختی و هِی مرا می بردی
عشق می کردم به تو می باختم بی هیچ درد
دست آخر من جلوتر بودم از تو ، اما
تاس را بوسه زدی انداختی ، جفت شیش ، نرد
تن به تن باشد میان من و چشم تو نبرد
حاکمی ، شاه مرا با دل زدی اما بدان
آنچه با من کرده ای در این زمانه کس نکرد
مات و مبهوت تو بودم دست اول ، کُت شدم
تا که فهمیدم چه شد از شَرم شد رویم زرد
تخته نرد آورده ای گویی که دانی چیست این؟
تخته را استاد باشم نیست مثلم هیچ فرد
تاس می انداختی و هِی مرا می بردی
عشق می کردم به تو می باختم بی هیچ درد
دست آخر من جلوتر بودم از تو ، اما
تاس را بوسه زدی انداختی ، جفت شیش ، نرد
- ۱.۲k
- ۲۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط