وقتی بعد از ۶ ماه از سفر کاری برمیگرده

وقتی بعد از ۶ ماه از سفر کاری برمیگرده
(سناریو درخواستی)
(مکنه لاین)



جیمین: توی پارک قدم می‌زدی و با هدفون آهنگ گوش میکردی که شاخه گل رز ظریفی از پشت، جلوی صورتت قرار گرفت: اینجا باید پیدات کنم جوجه؟



تهیونگ: داشتی توی خیابون ها قدم می‌زدی و سعی میکردی که با تهیونگ تماس برقرار کنی و وقتی جواب داد گفته بود که توی جاده‌ست و نمیتونه به راحتی تلفن صحبت کنه و تو مجبور شده بودی تا قطع کنی
توی خیابون ها دور دور میکردی که صدای ترمز موتور جلوی پات تورو وادار کرد تا بایستی!
دو تا بوق پشت سر هم زد و نقاب کلاه کاسکت رو بالا برد: بپر بالا سوییت هارت..خیلی وقته نرفتیم خرید!




جونگ کوک: جلوی در کافه ایی که همیشه با جونگکوک اونجا می‌رفتین ایستاده بودی و بهش زنگ زدی ولی اون گفت که ممکنه خیلی دیر تر به خونه بیاد و این تورو خیلی عصبی کرده بود پس از پشت تلفن شروع به جیغ و داد. کردن کردی
بعد از چند دقیقه غرغر کردن دستی دور کمرت پیچیده شد و تورو از روی زمین بلند کرد و همون طور که با تلفن صحبت میکردی صدای جونگ کوک از بالای سرت شنیده شد: جیغ جیغ نکن بچه اومدم دیگه..بیا ببرمت کافه یکم قهوه بخور خوب میشی..منم بعدش بوست میکنم





خبخبخب بلوبریام یه لایک و کامنت کوچولو می‌تونه خیلی خوشحالم کنه بوس بهتون
(گند زدم ولی شوما حمایت کن)
دیدگاه ها (۴۷)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

LESSON

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند ثانیه فقط به دستبند...

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

مافیای من پارت ۱همه‌چی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اون...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

پارت پنجم---**پارت پنجم: فرار به سمتِ سایه‌ها**ماشین با ترمز...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁸ویو: اتهنری هنوز داشت آماده می‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط