آینه

آینه
زن ها را خوب می فهمد
که تمام غربت شان را
پشت رژ قرمز
خط چشم نازک
و لاک های رنگارنگ شان
پنهان می کنند

هر صبح
نقاب بی تفاوتی می زنند
به روی دلی که
آشوب و در هم است

و لبخند
مهمان ناخوانده ی
بیقراری های هر روز آنهاست

سارا_قبادی
دیدگاه ها (۱)

dark life = 24

پارت پنجم: «خط و نشان در سایه»نور قرمز هشداردهنده روی دیواره...

تکپارتی 🌹«رز کوچولوی من»🌹چند بار خودتو جلوی اینه چک کردی، ل...

🚩 لحظه صفر و هفته سرنوشت‌ساز 📝 دشمن چگونه فکر می‌کند؟ ▪️ از ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

⚖️🖤 وکیل من 🖤⚖️پارت ۶ — موکلی که اعصاب وکیلش را خرد می‌کرد! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط