شنيده ام که تو عکس شکسته مي کشي با رنگ

شنيده ام که تو عکس شکسته مي کشي با رنگ
اگر حقيقت است بيا من شکسته ام بي سنگ
مرا تو ساده بکش با تمام سادگي ام
و تلخ و تلخ و تکيده ولي کمي پر رنگ
مرا به رنگ روشن صد التماس تيره بکش
کنار کوچه بن بست و خالي از آهنگ
اگر تو معني پرپر زدن ندانستي
پرنده اي بکش و يک قفس ولي دل تنگ
قرار هر دوي ما بر مدار ماندن بود
ببين که بي قرار توام هنوز بي نيرنگ
مرا تو خسته بکش، پاره کن شکسته بکش
شکسته از دل سنگي و خسته از دل تنگ
دیدگاه ها (۸)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

📖 معرفی رمان: قصر سایه‌هاژانر: درام تاریک، عاشقانه‌ی اجباری،...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

𝗈𝗇𝖾 𝗌𝗁𝗎𝗍:"𝖾𝗇𝖽𝗂𝗇𝗀 𝖺𝗋𝗍"𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: @choi_so_a𝗉𝖺𝗋𝗍: 𝟷𝖿𝖾𝗅𝗂𝗑: +𝗁𝗒𝗎𝗇𝗃𝗂...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

چند پارتی بازی ممنوع

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط