دیشب دعا کردم سرت سامان بگیرد

دیشب دعا کردم سرت سامان بگیرد
تقدیر، از لبهای تو فرمان بگیرد ...
دیشب نگاهم تا سحر بر آسمان بود
بغضم تَرَک برداشت تا باران بگیرد
انگار، چشمِ آسمان هم در صدد بود
از خاک، یک همراهِ هم پیمان بگیرد
ای کاش از بومِ حضورت ، رنگِ غم را
آن قطرہ های کوچکِ رقصان، بگیرد
یک لحظہ در خود گُم شوی تا خالقِ دل
دستِ تو را در دستِ خود، یک آن، بگیرد
عاشق بمانی... عشق ،اما از دل تو
این آزمونِ سخت را آسان بگیرد
من لحظہ بیتابی ام را نذر کردم ...
تا زندگی در لحظہ هایت جان بگیرد
دیدگاه ها (۷)

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

میبخشی پارت ۵

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

سلام 👋👋 من میخوام به خاطر یه نفر پارت جدید رو بزارم ولی شما ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

Part:4🥀صبح که از راه رسید رزا با تابش نور خورشید چشمان قهوه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط