رمان:قاتل سادیسمی من.

رمان:قاتل سادیسمی من.
پارت:۹

#فلش بک به باند مافیایی کیم سوکجین....

هوسوک وارد اتاق جین شد و گفت:
<قربان،داخل اتاقید؟
:آره،اینجام هوسوک.
هوسوک نزدیک صندلی شر و پرونده ی توی دستش رو روی میز گذاشت.
<قربان،کل مشخصات کیم نامجون رو آوردم،ولی به نظرتون اون به درد باند میخوره؟
جین که یا خونسردی تمام به نقطه ی نامعلومی زل زده بود،آروم زمزمه کرد:
:اره،ممکنه بهمون تو گم شدنش کمک کنه.
<جین ولی برادر گم شدت که فقط سه سالگیش دیدی،چه ربطی به کیم نامجون داره؟
:به نامجون نه ولی به خانواده ی کیم ربط داره!
<اها،ولی میدونی که خیلی زرنگه و هوشش بالاست،اگه بویی ببره و به پلیس خبر بده؟
جین نگاهش رو از روی نقطه ی نامعلوم گرفت ک گفت:
:از کی تا حالا از لو رفتن میترسی جیهوپ؟هان؟
<ببخشید قربان،حق با شماست.
:پرونده رو مطالعه میکنم،حالا هم برو.
<چشم قربان.
جین به رفتن هوسوک چشم دوخت. از وقتی با نامجون دیدار داشت تمرکز خوبی روی کار های باند و کار های شخصیش نداشت.
چیزی توی دلش احساس می‌کرد که فعلا نمی‌دونست چیه، و این عذابش میداد.
چندین سال دنبال برادر کوچکش جونگ کوک می‌گشت، در حالی که کوک اصلا از وجود جین توی زندگیش خبری نداشت.
دیدگاه ها (۴۴)

پارت ۵۰ | پایان پروندهویو جونگ‌کوکچند دقیقه بود هیچ‌کس حرف ن...

طبقه ۱۲پارت ۳داهی سریعا خودشو به طبقه درست و اتاق نایا میرسو...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕 : 1 ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۱ | «حقیقتی که باید گفته م...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت دهم جونگ‌کوک هنوز به پیام سوآ خیر...

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``هیونگ‌ لای...

🖤 قسمت اول: معامله ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمدی، ازدواج اجبا...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 2صبح روز بعدجین پشت میز کارش نشسته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط