{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کویری برهوت به سوی سراب خیالاتم قدم برمی دارم.

در کویری برهوت به سوی سراب خیالاتم قدم برمی دارم.
کرکس های بی رحم به روح خسته ام حمله ور شده اند.
تشنه و در میان تنهایی
سراب خیالت را می بینم...
با صدای بغض آلودم،با نفس های سنگین وگرمم،بلند صدایت میزنم...
این سکوت وهم آلود هم جوابم را نمی دهد.
روی شن های داغ می نشینم.کمی...
کمی آب می خواهم
لب های ترک خورده ام خون آلودند.
قرمز وقطره قطره روی زمین می چکند.
عرق های پیشانی ام یک به یک لباسم را تر می کنند.
نَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ،این سهم من نیست...
باید این فاصله ها را بردارم...
بیـــــــــــــــــــا تا صدای دست های تنهایم را امید بخشی
دلم را شاد و روحم را تازه کنی...
اگر باز هم تنهایی را سهم این روزهایم داشته باشم؛
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مُرد...
دیدگاه ها (۱)

صدایم کن دلم برایِ هم آغوشیِ صمیمی‌ِ تنها یمانبرایِ نوازشبرا...

می‌بینم صورتمو تو آینه،با لبی خسته می‌پرسم از خودم :این غریب...

Dell soyguncu beni terk soymak götürdüNe arkadaş başımın üze...

گـفـتـم چـشـمـم ، گـفـت بــِراهــش می دارگـفـتـم جگـرم ، گـف...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

پارت ۹: پشتِ درِ بستهنامجون با آرامش در رو پشت سرش بست و قفل...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

پارت اول

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁸این نزدیکی دوباره باعث شد لرزش به تنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط