رز صورتی انیا پارت ۶
پارت قبلی ۵ بود نه ۶ اشتباه شد
خب بریم سر اصل مطلب :
دامیان : ولش کن بره
رزی : اخی عزیزم این چه حرفیه ( دست انیا رو با چاقو برید)
تفنگ رو دراورد
دامیان : نکننننن رزیییییییییییی
ماشه رو کشید
انیا داره جیغ میکشهههههه ولی سالمع
دامیان پرید جلوی گلوله
انیا : دامیان دامیان صدامو میشنوی دامیانننن
رزی : م..من …چی..کار کردم
انیا : ساکت شو رزی
زنگ زدن امبولانس اومد پلیسا هم رزی و نوچه هاشو دستگیر کردن و براشون ۴ سال زندان دادن
چند سال بعد :
دامیان : من کجام اینجا کجاست
انیا : عزیزمممممم و پرید بغلش
دامیان : انیا چی شده
انیا : تو جونم رو نجات دادی منم بهت مدیونم
دامیان : بریم خونه
انیا بزار بگم دکتر بیاد بعد
رفتن خونه ارنی و ارلی و زن و شوهرشان هم خونه بودن پریدن بغل دامیان.
انیا گفت : میشه قولی که اون اول بهم دادی رو دوباره بگی
دامیان : حتی مرگ هم نمیتونه مارو از هم جدا کنه
و زندگیشان به خوبی سپری شد
خب بریم سر اصل مطلب :
دامیان : ولش کن بره
رزی : اخی عزیزم این چه حرفیه ( دست انیا رو با چاقو برید)
تفنگ رو دراورد
دامیان : نکننننن رزیییییییییییی
ماشه رو کشید
انیا داره جیغ میکشهههههه ولی سالمع
دامیان پرید جلوی گلوله
انیا : دامیان دامیان صدامو میشنوی دامیانننن
رزی : م..من …چی..کار کردم
انیا : ساکت شو رزی
زنگ زدن امبولانس اومد پلیسا هم رزی و نوچه هاشو دستگیر کردن و براشون ۴ سال زندان دادن
چند سال بعد :
دامیان : من کجام اینجا کجاست
انیا : عزیزمممممم و پرید بغلش
دامیان : انیا چی شده
انیا : تو جونم رو نجات دادی منم بهت مدیونم
دامیان : بریم خونه
انیا بزار بگم دکتر بیاد بعد
رفتن خونه ارنی و ارلی و زن و شوهرشان هم خونه بودن پریدن بغل دامیان.
انیا گفت : میشه قولی که اون اول بهم دادی رو دوباره بگی
دامیان : حتی مرگ هم نمیتونه مارو از هم جدا کنه
و زندگیشان به خوبی سپری شد
- ۱.۲k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط