hanna_love
۲۸۰
پسند
خواب دیدم ما را بریدند و به کارخانهی
خواب دیدم ما را بریدند و به کارخانهی
چوب بری بردند..
آن که عاشق بود پنجره شد،
آن که بیرحم بود چوبهی دار،
از من اما دری ساختند برای گذشتن...
─┅┅═ঊঈ🧡ঊঈ═┅┅─
#انگیزشی
#دلنشین
#دخترونه
#خاصترین
#زیبا
#دلبرونه
#قشنگ
#شادی
#آرامش
دانلود
۱۳.۸k
۰۸ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (
۱
)
🌙💤 لالایی عروسی در آسمان! 🌞💍 | شعر کودکانه فارسی کلاس اول با...
اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...
داستان کودکانه «راز پروانهی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...
زیبای کوچک فریبکار
تکپارتی جیهوپ«وقتیدعواتونمیشهو...»صدای موسیقی ملایم سا...
خواب دیدم:مارآ بریدند و به کارخانهی چوب بُری بردند:《آن که ع...
خواب دیدم ما را بُریدندو به کارخانهی چوببری بردندآن که عاش...
🥀خـواب دیدم مـا را بـریـدنـدو بـه کـارخانـهی چـــوب بُــر...
خواب دیدم ما را بُریدند و به کارخانهی چوب بری بردند!آن که ع...
خواب دیدم ما را ،بُریدند و به کارخانهی چوب بری بردند !آن که...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین