خواب دیدم ما را بریدند و به کارخانه‌ی

خواب دیدم ما را بریدند و به کارخانه‌ی
چوب بری بردند..
آن که عاشق بود پنجره شد،
آن که بی‌رحم بود چوبه‌ی دار،
از من اما دری ساختند برای گذشتن...

─┅┅═ঊঈ🧡ঊঈ═┅┅─

#انگیزشی #دلنشین #دخترونه #خاصترین
#زیبا #دلبرونه #قشنگ #شادی #آرامش
دیدگاه ها (۱)

🌙💤 لالایی عروسی در آسمان! 🌞💍 | شعر کودکانه فارسی کلاس اول با...

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

زیبای کوچک فریبکار

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

خواب دیدم:مارآ بریدند و به کارخانه‌ی چوب بُری بردند:《آن که ع...

خواب دیدم ما را بُریدندو به کارخانه‌ی چوب‌بری بردندآن که عاش...

🥀خـواب دیدم مـا را بـریـدنـدو بـه کـارخانـه‌‌ی چـــوب‌ بُــر...

خواب دیدم ما را بُریدند و به کارخانه‌ی چوب بری بردند!آن که ع...

خواب دیدم ما را ،بُریدند و به کارخانه‌ی چوب بری بردند !آن که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط