خواب دیدم ما را ،

خواب دیدم ما را ،
بُریدند و به کارخانه‌ی چوب بری بردند !
آن که عاشق بود پنجره شد ،
آن که بی رحم، چوبه‌ی دار ،
از من اما دری ساختند برای گذشتن ...!


#پل_الوآر
دیدگاه ها (۸)

آنکه عاشق تر بود پنجره شد

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

موسیقی

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p60صداش پایین‌تر اومده بود، اما هر کلمه ا...

ویو هان :_ات خواهش میکنم می دونم ناراحتی ولی من بیشتر ناراح...

#دلنوشت #استوری #تکست #متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل #دلنوشته #خا...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط