{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم ما را بُریدند

خواب دیدم ما را بُریدند
و به کارخانه‌ی چوب بری بردند!
آن که عاشق بود پنجره شد ،
آن که بی رحم چوبه‌ی دار ،
از من اما دری ساختند
برای گذشتن...!
#پل_الوآر
دیدگاه ها (۱۱)

از دستهایِ گرمِ تو ...سخن ها خواهم گفتغمِ نان اگر بگذارد ! #...

و جاودانگیرازش را با تو در میان نهاد... #احمد_شاملو

دستانت آشتی استو دوستانی که یاری می‌دهندتا دشمنیاز یادبرده ش...

دارَمَت، خیال استخرابش نکن... #افشین_صالحی

من عاشقِ شب هستم، نه برای سیاهی‌اش، بلکه برای آن سکوتِ نابی ...

من عاشقِ شب هستم، نه برای سیاهی‌اش، بلکه برای آن سکوتِ نابی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط