فیک رز سرمه ای

جونگ کوک(_)
عطر تلخمو زدم و کت مشکیمو تنم کردم
سوار ماشین مشکی تر از کتم شدم و به راننده گفتم ببرتم شرکت خودم رسیدم شرکت و همه بهم تعظیم کردن سری تکون دادم و پرسیدم: اعضا کجان؟ لانا یکی از کارمندا اومد و گفت:(عشوه خرکی) رز خوش چه عطر خوش بویی تو لابی منتظرتونن. رفتم لابی و سلام دادم بعد دو ساعت بحث ب نتیجه ای رسیدیم....راننده روند ب سمت بار
ا. ت( )
وای وای دیرم شد سریع اماده شدم و با ماشین سادم تقریبا سریع روندم به طرف دانشگاه
سلاممم استاد ببخشید دیر شد
استاد: بفرمایید بشینید
نشستم پیش دوستام و بهشون سلام دادم که مین یکی از دوستای پسرم ازم پرسید: کجا بودی ا. ت انقد دیر کردی
خواب مونده بودم خیلیم دیر نکردم مین...
کلاسا تموم شد و روندم ب سمت شرکت(بعد دانشگاه توی شرکت بیمه کار میکنه) وارد اسانسور شدم و دکمرو زدم...
_رسیدم بار و نشستم جای همیشگی. ویسکی برداشتم و کشیدم بالا کتمو دراوردم و کراوات نقره ایمو شل کردم. شیشه ویسکیو تو دستم چرخوندم و ب قدرتی ک قراره نصیب شه فکر کردم..
پایان پارت ۱
حمایتتتت پلیز
#اسمات#اسمات_جونگ کوک_#وانشات_#سناریو
#سناریو_بی تی اس#فیک
دیدگاه ها (۲)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

چند پارتی

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

سرنوشت پارت(۱۳)

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط