ســــــلامتی پسری که یه روز عــــــاشق شد...

ســــــلامتی پسری که یه روز عــــــاشق شد...

ســــــلامتی دخـــــتری که بی خبــــر خطــــــش خــــــاموش شد...

ســـــلامتی پسری که انـــــــدازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد...

ســـــلامتی دخــــــتری که با چــــشم خیس به پـــــسر گفت ازت بدم میاد...

ســــــلامتی پــــــلاک زنجـــــیری که پسر واســـــه

زیر لفظی روز عــــــقدش گرفت تو جــــــیبش موند...

ســــــلامتی بـــــغض پسر،ســـــلامتی چشـــــم خــــــیس دختـــــر...

ســــــلامتی شرم دختر،سلامتی صبر پــــــسر...

ســـــلامتی پسری که حســــرت پدر بـــــودن تا ابــــــد به دلـــــش موند....

ســـــلامتی همه ی عاشقایی که هر گز به عشـــــقشون نرســــیدن........
دیدگاه ها (۱)

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 17جین بعد از تماس شوگا گوشی رو گذاشت کنار و ب...

dark life = 27

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

پارت ۵۷

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

#تکپارتیجونگین/ا.تساعت از ۱۲ نیمه شب میگذشت و داشت تو خیابون...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

جدایی

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط