{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخت است

سخت است
انگشت‌نمای شب بودن..
وقتی با نبودنت،
یلدا را
به تمامِ شب‌هــــای سال
تعمیم می‌دهی .. تا
حافظ به دستِ مجنونی باشم
در میانِ فال‌هایی که بگیر و نگیر دارند..
.
اصلاً به من چه که
فصل‌ها مرتب تحویل می‌شوند
وقتی بی‌تو
در هیچ کجای سال دلم خوش نیست..
.
بی‌تو
دیگر فرقی نمی‌کند
که خورشید
در کجای سال غروب می‌کند…
از آغوش تو
که دور افتاده باشم
هر شب یلدایی می‌شود
به بلندای نبودنت…
.
.
بیا
بیا کمی جای من بنشین
و برای تمامِ دیوارها انار دانه کن..
بیا و عذر یلدا را
از شب‌هایم بخواه..
.
بیا..
من تابِ پشتِ شب ماندن‌های بی‌تو را ندارم..
تا جای خالی‌ات سرد نشده بیا..
این شب‌ها
تمام‌شان اجاره‌ای به شرط تملیک‌اند..،
وقتی هر غروب
در جلد یلدا فرو می‌روند
آنـــــــــقدر که تو نیستی..
دیدگاه ها (۶)

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط