سفارش حاضره! P⁸

سفارش حاضره! P⁸
"خیلی ازت ممنونم!ممنونم که بهم کمک کردی"
اکیرا سرشو تکون داد و استارت زد و به سمت خونه حرکت کرد.
کورو واسش سوال بود بدونه این پسر کیه.
حتی هنوز اسمشم نمیدونم...
"میشه اسمتونو بدونم؟"
اکیرا نگاه کوچکی به پسرک انداخت و در جوابش گفت
'اسمم اکیراعه، 24سالمه'
کورو که متوجه شد فعلا دیگه سوالی نکرد.
پسر مقابلش ازش3سال بزرگتر بود..
نزدیک به 10دقیقه تو راه بودن، و بالاخره بعد از پیچ اخر به خونه اکیرا رسیدند.
اکیرا وارد پارکینگ شد و تو یه فرمون ماشین رو پارک کرد.
'پیاده شو'
کورو کمربندشو باز کرد و از ماشین پیاده شد.
به اطرافش نگاهی انداخت و ویلا رو برانداز کرد.
"چه خونه قشنگی!"
اکیرا چیزی نگفت و به سمت در خونه حرکت کرد.. کلید رو انداخت و قفل در رو باز کرد.
کورو سریع به سمتش دوید و وارد خونه شد، به دور تادور خونه نگاه کرد. دهنش باز مونده بود.
یک خونه دوبلکس با دکوراسیونی شیک به رنگ سیاه و کرمی.
'اتاقت طبقه بالاعه'
و پسرک رو به سمت اتاق راهنمایی کرد.
از شانس کورو، خونه اکیرا یک اتاق اضافی داشت.
وارد اتاق شدن.
یک اتاق نسباتا کوچک ولی با تزئیناتی بامزه. بر روی دیوار اتاق ریسه وصل شده بود.
یک میز که روش آینه کوچکی قرار داشت و روش چند تا برچسب بهش چسبیده بود.
و یک تخت یک نفره که گوشه اتاق کنار پنجره بود.
تم اتاق رنگ صورتی چرک و خاکستری بود.
اکیرا بدون حرفی از اتاق بیرون اومد و به سمت اتاق پذیرایی رفت.
کورو روی قفل در اتاقش رو چک کرد
"خوبه میتونم در اتاق رو برای امنیت بیشتر قفل کنم.."

پارت بعدی هم کمی بعد میزارم ولی یچیزی از پشت صحنه پارت هم بزارم؟اگه خواستین بگین بزارم
لایک کامنت فراموش نشه

#انیمه#فیکشن#فن فیک#فیک#جنایی#دازی#چویا#اتسوشی#اکوتاگاوا#فئودور#نیکولای_گوگول#کونیکیدا#رانپو#بانگو_استری_داگز#جوجوتسو_گایسن#گوجو#سوکونا#تاکت_کوزت#شیپ#MBTI#گاچا#گاچا_نوکس#گاچا_کلاب#یاندره#سایکو#شیطان کش#تانجیرو#نزکو#زنیتسو#اینوسکه#انیمه#انیمیشن#خسته_شدم#BL#GL#LGBTA##نقاشی#هفت_جد_و_آبادت#خدافس
دیدگاه ها (۰)

رقص مرگ و عشقp⁹ بازوم رو گرفت و بلندم کرد و انداخت داخل ماشی...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۱ویو راوی نورا ب...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۰ پارتویو اتوقتی وارد سالن...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.32 (روایت از زبان ا.ت...

پارت ۲۲

P⁸صبح روز بعد...جیمین آروم چشم‌هاش رو باز کرد. هنوز سرش کمی ...

پارت 9 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★هیونجین اومد داخل و ات که...

رمان سوم پارت سینزدهم * هر کس هنتای فئو نیکو رو میخواد بیاد ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_56فصل بیست‌وپنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط