part=7

part=7
نام :خون آشام من


داشتم زخم هاشو پانسمان میکرم یه جیغ خیلی بلند کشید که فکر کنم خودس هم کر شد
سریع بغلش کردم و گفتم چیزی نیست داشت تو بغلم گریه میکرد منم دستم رو نوازش بار روی سرش می‌کشیدم که دیدم یه پسر اومد تو اتاق (شوگا همون برادر ا/ت)
وقتی اون دختر رو دید خون جلو چشماش رو گرفت به سمتم حمله کرد منم با نیروی کنترلم
اونو گرفتم وقتی به ا/ت نگاه کردم دیدم گریه هاش شدید تر شد و التماس میکرد او ن پسر رو ول کنم منم ولش کردم چون دلم براش سوخت .
ا/ت سریع دوید سمت اون پسر و گفت
+داداشی خوبی
(علامت شوگا @)
@(سرفه)
+عه داداش(داد😑)
@اه من خوبم

ویو جیمین
وقتی دیدم ا/ت به اون پسر گفت داداشی حسودیم شد
هوففف جیمین قبول کن عاشق اون شدی
باید به تهیونگ و کوک بگم یه سر بیان اینجا



لایکککککک🍷🍒😭
دیدگاه ها (۲)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

مافیای من

تکپارتی جونگ کوک

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط