صدای پا می آید...
صدای پا می آید...
هیزم می آورند...
راوی روایت نکن...
زمین خوردن بانوکه دیدن ندارد...
قصه ی یتیمی که گفتن دیدن ندارد...
من مانده ام و چادر خاکی بانو...
میخ و در و آتش...
غم و اشک و صبر...
چادرم این روز ها عجیب بهانه ی مادرش را می گیرد...
هیزم می آورند...
راوی روایت نکن...
زمین خوردن بانوکه دیدن ندارد...
قصه ی یتیمی که گفتن دیدن ندارد...
من مانده ام و چادر خاکی بانو...
میخ و در و آتش...
غم و اشک و صبر...
چادرم این روز ها عجیب بهانه ی مادرش را می گیرد...
- ۹۳۲
- ۳۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط