love in the dark
p⁶
بعداز اینکه جسیکا به شوگا گفت بره پیشش شوگا به سرعت پیش اون رفت وقتی رسید دید که تهیونگ تو اتاق کار جسیکا نشسته اولش تعجب کرد ولی بعدش عصبی شد
٫ این اینجا چیکار میکنه...جسیکا
& در رو ببند و بیا بشین
(شوگا میره میشینه)
٫ چیزی شده خوشکلم
تهیونگ با شنیدن این حرف به شدت عصبانی میشه میخواد که همونجا شوگا رو تیکه پاره کنه ولی اون به خودش میاد و توجهی نمیکنه
بعداز چند دقیقه همه میان و باهم سر این موضوع حرف میزنن بعداز دو ساعت همه چیز رو میفهمن و جسیکا و تهیونگ باهم هم دست میشن تا اون گروه دیگر رو نابود کنند جلسه شون تموم میشه و همه میرن بیرون که فقط تهیونگ و شوگا میمونن
& میتونی بری اقای کیم
£ باشه ....راستی باید هر کاری که کردیم رو به هم بگیم و با هم انجام بدیم....خلاصه این شمارمه
( شمارشو بهش میده...که شوگا میگه حتما اقای کیم)
تهیونگ از این کار شوگا تعجب میکنه و میره بیرون ولی تهیونگ پشت در وایمیسته به حرفای جسیکا و شوگا گوش میده
٫ مگه بهت نگفتم که بهش نزدیک نشو
&همم چرا گفتی....ولی مجبور بودم
٫ میتونستی به من بگی نه اینکه خودت باهاش تنها بشینی حرف بزنی
& چته تو چرا عصبی شدی
٫ خانم جانگ جسیکا برای بار هزارم میگم...که من دوست دارم و نمی خوام کسی بهت نزدیک شه
&اقای شوگا منم بار هزارمه که میگم....من تو رو دوست....
که شوگا دستشو رو دهن جسیکا میزاره و اروم تو گوشش میگه
٫ هیسس....فک کنم یکی پشت دره
&همم
شوگا اروم دستاشو از روی دهن جسیکا بر میداره و میگه که حرفی نزنه
تهیونگ که متوجه میشه از اونجا به سرعت میره شوگا به سرف در میره و در رو باز میکنه اما کسی اونجا نبود شوگا در رو میبنده و با جسیکا حرف میزنن
اسلاید ۲ وایب رمان
لایک یادت نره؟؟ینی لایک یادت میره
راستی فقط ۹ پارت مونده تا پایان
#فیک #رمان #تهیونگ #جونگکوک #جیسو #رزی #جنی #لیسا #جیمین #شوگا #نامجون #جین #جیهوپ #بنگتن #بلک_پینک #ارلینک #بلینک #ارمی #جئون_گیسو #تهکوک #یونمین
بعداز اینکه جسیکا به شوگا گفت بره پیشش شوگا به سرعت پیش اون رفت وقتی رسید دید که تهیونگ تو اتاق کار جسیکا نشسته اولش تعجب کرد ولی بعدش عصبی شد
٫ این اینجا چیکار میکنه...جسیکا
& در رو ببند و بیا بشین
(شوگا میره میشینه)
٫ چیزی شده خوشکلم
تهیونگ با شنیدن این حرف به شدت عصبانی میشه میخواد که همونجا شوگا رو تیکه پاره کنه ولی اون به خودش میاد و توجهی نمیکنه
بعداز چند دقیقه همه میان و باهم سر این موضوع حرف میزنن بعداز دو ساعت همه چیز رو میفهمن و جسیکا و تهیونگ باهم هم دست میشن تا اون گروه دیگر رو نابود کنند جلسه شون تموم میشه و همه میرن بیرون که فقط تهیونگ و شوگا میمونن
& میتونی بری اقای کیم
£ باشه ....راستی باید هر کاری که کردیم رو به هم بگیم و با هم انجام بدیم....خلاصه این شمارمه
( شمارشو بهش میده...که شوگا میگه حتما اقای کیم)
تهیونگ از این کار شوگا تعجب میکنه و میره بیرون ولی تهیونگ پشت در وایمیسته به حرفای جسیکا و شوگا گوش میده
٫ مگه بهت نگفتم که بهش نزدیک نشو
&همم چرا گفتی....ولی مجبور بودم
٫ میتونستی به من بگی نه اینکه خودت باهاش تنها بشینی حرف بزنی
& چته تو چرا عصبی شدی
٫ خانم جانگ جسیکا برای بار هزارم میگم...که من دوست دارم و نمی خوام کسی بهت نزدیک شه
&اقای شوگا منم بار هزارمه که میگم....من تو رو دوست....
که شوگا دستشو رو دهن جسیکا میزاره و اروم تو گوشش میگه
٫ هیسس....فک کنم یکی پشت دره
&همم
شوگا اروم دستاشو از روی دهن جسیکا بر میداره و میگه که حرفی نزنه
تهیونگ که متوجه میشه از اونجا به سرعت میره شوگا به سرف در میره و در رو باز میکنه اما کسی اونجا نبود شوگا در رو میبنده و با جسیکا حرف میزنن
اسلاید ۲ وایب رمان
لایک یادت نره؟؟ینی لایک یادت میره
راستی فقط ۹ پارت مونده تا پایان
#فیک #رمان #تهیونگ #جونگکوک #جیسو #رزی #جنی #لیسا #جیمین #شوگا #نامجون #جین #جیهوپ #بنگتن #بلک_پینک #ارلینک #بلینک #ارمی #جئون_گیسو #تهکوک #یونمین
- ۱۱.۸k
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط