پارت ۴: تا حالا عاشق شدی

# راستی شما تا حالا عاشق شدین ؟
& شدم
# کی ؟
& نمی تونم بگم ... تو ذهنم : چطوری بگم عاشق تو شدم ...
& من قبلا یه دوست پسر داشتم ولی معتاد از آب در اومد
هر از گاهی هم مزاحم میشه
ولی خب من هیچ کاریش نمی تونم بکنم
# که اینطور
& چیزی شده ؟
# نه نه.تو ذهنش: باید ببینم این مرتیکه کیه مزاحم نامی من میشه؟
٪ بفرمایید اینم از شیرینی هاتون
& خیلی ممنونم
# اه متشکرم
& من سریع خوردم چون باید میرفتم سر کار
برش زمانی ***ساعت ۳ بعد از ظهر در راه خونه
& ای خدا ... امروز سرم خیلی شلوغ بود
= نامی عزیزم
& ای خدا بازم تو ... چرا ولم نمی کنی______
& پسر احمق منو ول کن
& داشت منو می بو .......
& گریم گرفته بود .... از دستش فرار کردم رفتم تو خونه و در و بستم
= درو باز کن دختر
# اگه در رو باز نکنه چی ؟
= تو دیگه کدوم خری هستی
# میفهمی ... اون مردک رو بردم بیرون و تا تونستم زدمش
& ای خدا ... آبروم رفت
# خانم نامی شما حالتون خوبه ؟
& من خوبم ... خیلی ازتون ممنونم واقعا نمی دونم چی بگم
# مشخص بود ترسیده
@ دختره همینه نه
÷ فکر کنم
+ یوجی و مگومی دارن یواشکی نگاه میکنن
# خیلی مشخص بود ترسیده
بغلش کردم
& خیلی خجالت کشیدم اولش
ولی بعدش ترسم ریخت
# الان بهترین
& این دیگه چی بود ؟
# سرشو بوسیدم و رفتم
@ شت داره میاد بدو بریم
÷ به سرعت جت فرار کردیم
@ می بینم عاشق دختر همسایه شدی
# اره
÷ تبریک میگم سنسه...
# برای چی ؟
÷ به نظر می رسید دختره هم شما رو دوست داشته باشه
# جدی میگی ؟
@ باید یه قرار بزاری و بهش اعتراف کنی
دیدگاه ها (۱۴)

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

...ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‎──‎ ꫂ᭪݁ ──────────────مثل آخرین برگ‌های پاییز که ف...

«خیلی فکر کردم که چی بنویسم تا بتونم حسم رو بهت بگم، اما دید...

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

پنهان عشق

ماجرا

* ترجمه صحبت‌های جین در روز سوم کنسرت سائوپائولو:🐹 بهتون خوش...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

رمان سوم پارت شانزدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚@ ویو راوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط