زن است دیگر چشمش که به شمعدانی ها بیفتد شاعر میشود آبچکان
زن است دیگر چشمش که به شمعدانی ها بیفتد شاعر میشود آبچکان را برمیدارد و شعری میسازد از صدای قطره های آب میرود جلوی اینه،نگاهی به گودی زیر چشمش میکند و بیخیال میشود خط چشمش را بر میدارد و نقاشی ای بر روی چشمانش میکشد دوباره میشود همان دختر زیبای قبل اما چه فایده که غم هایش را در گلدان شمعدانی جا گذاشته و هرروز به آن آب میدهد و هرروز غمش بزرگ تر میشود
- ۲.۱k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط