𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭

𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
ᴘᴀʀᴛ²¹


ویو ا.ت:
کوک افتاد دنبالم هی میدوییدم که اخر..پام خورد به گلدون و نزدیک بود بیفتم که کوک سریع گرفتم و پرت شدیم رو مبل..
_(در گوش ا.ت با حالت بسیار فاکی)دیگه ازین شوخی نکن بیبی گرل
+با..باشه کوک
_ددی
+د...دی
_افرین
(صدای زنگ در)
_من برم درو باز کنم
+با..ش

ویو کوک:
رفتم درو باز کردم که دیدم یه پیرمرده
(علامت پیرمرد~)
~با ا.ت کار دارم بهم گفتن اینجاس
_ا.ت؟
~بله
_الان میگم بیاد
~باشه
_ا.ت بیا با تو کار دارن(داد)
+اومدم

ویو ا.ت:
رفتم دم در..با چیزی که دیدم...
باورم نمیشد...او..ن بابا بود(پدر ا.ت)
+(قایم شدن پشت کوک)
_ا.ت خجالت میکشی‌؟
+ک..وک من این آقا رو نمیشنا..سم
~ا.ت منم پدرت(بغض)
+پدر من سال ها پیش مر..د

فلش بک:
~ا.ت بمیرررر..فقط بمیر تا همه چی درست شه..(گریه و داد در حال خفه کردن ا.ت)
+پ..د..ر خا..عش می...کنم ولم..کن..
~اگه بمیری همه چیز درست میشه..(گریه)
ادمین:
خب دوستان قضیه پدر ا.ت اینه که..
پدر ا.ت میخواد بخاطر بدهی هایی که داشت دل و روده ا.ت رو بفروشه..(ایی)
و سعی می‌کرد ا.ت رو بکشه که مادرشون میاد از هم جداشون می‌کنه روز ها بعد مادر ا.ت فوت میکنه بخاطر بیماری و ا.ت از دست پدرش فرار میکنه
...................................
_پدر؟
~ا.ت یعنی چی که مرده؟من پدرتم ا.ت(گریه)
+پدرم همون موقعی مرد که سعی داشت با فروختن دل و روده بچش بدهی هاشو بده..(گریه)
~....ا.ت
+ک..وک درو بب..ند
_باشه
ویو کوک:
ا.ت رف تو اتاقش و درو بست..
تا شب تو اتاقش موند ترسیدم کاری دست خودش بده برا همین رفتم یکم آبجو خریدم و آوردم..
_تق تق
+بیا تو..
_چرا تو این گرما هودی پوشیدی؟
+امم.هیچی سردم بود
_دروغ نگو..
(کوک میره سمت ا.ت و آستین های لباس ا.ت و بالا میزنه)
کل دست ا.ت خط خطی بود(با تیغ البته)
_چیکار کردی با خودت؟(داد)
+...
_جوابمو بده.. داشتی با چیزی که مال منه چیکار میکردی؟!..(داد)
+داد نزن سرممممم(داد شدید)
+فک کردی کی هستی؟سرم داد میزنی؟....
_ببخشید
+امثال شما فک میکنه همه چی با یه ببخشید درست میشه؟(گریه)
_.......
+من فقط یکم خستم کوک..
_باش..عم میرم بیرون
+(بغل کردن کوک)
+نر..و
_نمیرم..
+میشه همینجا پیشم بخوابی؟(بغض)
_معلومه بیبی تازه آبجو عم گرفتم
+باش
درحال خوردن ابجو:
_اگه اشکال نداره یه سوال بپرسم؟
+بپرس
_میشه قضیه ظهر رو توضیح بدی
+همه چیز رو تعریف میکنه*
_(گریه)
+یا گریه نکن
_خیلی سختی کشیدی..
دیدگاه ها (۰)

سناریو مایکی پارت اخر

تکپارتی جونگ کوک

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

همسر غیره منتظره

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

My Boy❄

سناریو سانزو پارت ۱

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط