{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تنفر_تا_عشق

#تنفر_تا_عشق
#اد_جئون
#پارت_57
کوک:حالا ک بخشیدی ی ماچ ب ما نمیدی؟
ات:ن
کوک:چرا؟
ات:دوس ندارم
کوک:نشنیدم؟
ات:دوست ندارم ماچت کنم

کوک:اها
ی بو*س رو زاویه فک ات میزاره
کوک:هوممم؟
ی بو*س دیه رو لپش میزاره
ی بو*س رو پیشونیش
یکی رو چونش
و کلا ات رو بوس بارون میکنه

ات:یاااا بسه بیا ماچت کنم فقط ولم کن
کوک:خب منتظرم بیبی!
ات:عایش پسره ی پرو
کوک:بدو دیههه (ی حالت کیوت و لوس
ات:اگ قول بدی همیشه اینطوری باشی ماچت میکنم
کوک:بش قول میدم
و بعله ات داستان ما نتونست این حجم
از کیوتی بچم رو تحمل کنه و ی بو*س طولانی
رو ل*ب های کوک میزاره
کوک میخاد رو گرد*ن ات مار*ک بزاره اما ات نمیزاره
کوک سوالی نگاش میکنه
ات:بزار همین خوب بشه بعدا(ب کبو*دی کمرنگ پشت گر*دنش اشاره میکنه)

کوک:اوه پس بی صبرانه منتظر فردام ک رو تخ*ت ببینمت !

ات:منم همینطور
کوک:واقعا؟پس خدت داری منو ب ت*خت دعوت میکنی؟

ات :اومم
کوک:ب نظرم بلند شو چون قول نمیدم همینجا کارت رو نسازم

ات:اوو خطری شدی هاا
کوک:خطر ک تازع فردا شبه
لپ های ات قرمز میشه و سریع بلند میش
ات:خب بسه دیه،پاشو لباساتو جمع کن.
کوک:جمع کردم ک
ات:خب پس بریم پایین ی چی بخوریم تنها اینجا موندن با ت خطرناکه

کوک:ارع بریم(خنده

.....

نظراتتون👼🏻🐾
دیدگاه ها (۰)

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

تکپارتی جونگ کوک

پارت۳

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط