پارت دهم رویای من

ولی اگه دروغی در کار باشه برای ما بعد میشه خانم
من_نه دارم راست میگم میتونی بهش زنگ بزنی....
باش میتونید برید داخل
من_بله ممنون

میتونم بیام داخل
بله بیا..
سلام بنگ چان
عه اری تو اینجا چیکار میکنی
خب بچها گفتن حالت خوبه نیس خوب منم..
منم چی
مجبور شدم بیام
من گفتم کسی رو راه نده چجوری تو رو راه دادن
خب...
خب چی شمرده شمرده حرف نزن اری
مجبور شدم بگم دوست دخترتم!
چی 😂واقعا
اره خنده نداره نخند
باشه باشه نمیخندم..«

الان حالت خوبه چان
خوبم تو چطوری
منم خوبم
اری انگار تو نگران منی؟
نـ.. ه چرا باید نگرانت باشم خب دوستمی گفتم یه سر بهت بزنم
باشه منم باور کردم؛
مسخره نکن دیگه چان
باشه 😂

چند دقیقه دیگه

خب چان من دیگه رفتم تو هم مواظب خودت باش

باشه برو تو هم همینطور

خداحافظ

خداحافظ

رفتم بیرون قلبم تپ تپ میکرد انگار من عاشق چان شده بودم خدای من..من چرا اینجوری شدم

رفتم خونه

مامان_اری مدرسه نرفتی مگه

نه مامان امروز تعطیلم

باشه ولی این موقع کجا بودی

پیش دوستم

این همه میدونی چقد از ساعت گذشته دختر

اره

ماستت کجاس

تو دستمه
اع راست میگی ماست کجاس

ای دختره خر فک کنم ماستو فراموش کردی

نه مامان خریدم فک کنم تو هتل یادم رفت

چی هتل مگه...لعنت به ذهن منحرف « وایسا کجا میری دختر

چند دقیقه بعد

سلام خانم

سلام عه شما چی شده چرا دوباره برگشتین

خانم من داخل اتاق چان یه چیزو یادم رفته باید بیارم میشه اجازه بدید برم بیارم

البته بفرماید

خیلی ممنون جبران میکنم

داشتم میرفتم داخل یادم رقت در بزنم که چانو بدون لباس دیدم🙄🤐

خدای من

اری داری چیکار میکنی

سرمو برگردوندم

وای ببخشید چان حواسم نبود

مگه نمیدونی باید در بزنی دختر

ببخشید گفتم که حواسم نبود

باشه حالا سرتو برگردون

واقعا ببخشید

بیخیال چرا دوباره اومدی نکنه دوباره دلت برام تنگ شده

چرت نگو ماستی که خریدمو یادم رفت ببرم

کدوم ماست

اینا اینجا گذاشته

عام میخوای ماست بخوری

نه فک کردی مثل شما غذا های باکلاس میخوریم

خب نه

اره خب من رفتم

اری

هوم

ازت ممنونم

واسه چی

فقط تو اومدی به دیدنم

همه خاستن بیان تو گفتی کسی نیاد به خاطر همین

اره خب ولی تو هر کاری کردی بیای

خب باشه دیگه بزرگش نکن من رفتم

خداحافظ

رفتم بیرون

چند دقیقه

مامان من برگشتم

ماستو اوردی

واقعا که مامان به جای که بگی حالت خوبه چرا اینقدر سری رفتی فکره ماستی

ساکت شو دختر ماستو بده

ایش مامان بدجنس

داداشم_اری

تو دیگه چی میخوای

تو رو امروز با پسرا دیدم

داری چی میگی گاو

اون چهار تا پسرا

سه تا بودن

حالا هر چی میرم به مامان میگم

به هر کی میخوای بگو به یه ورمم نیس

وا

پارت بعد به زودی
دیدگاه ها (۶)

اورعو/دتیز/کانزونو

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

چند پارتی

رمان

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط