مافیا ها

مافیا ها
پارت ۱۷

رفتم خوابیدم

هیون:دیروز با کیا رفتی؟
ته:باید بگم؟(سرد)
هیون:نه،همینجوری پرسیدم
ته:من میرم شرکت
هیون:چرا؟
ته:اینقدر فضول نباش،بای(سرد)
ا/ت:چش شده؟
هیون:نمیدونم از وقتی ما قرار میزاریم سرد رفتار
میکنه
هیون:برو لباساتو عوض کن بریم شرکت
ا/ت:اوک ددی

$$$$شرکت $$$$

هیون:هلوو
ا/ت:سلام(خجالتی)
لینو:ا/تم اوردی؟
هیون:اره،از این به بعد ا/ت رو لیدی صدا میکنید(خنده)
جین:یاع یاع یاع چرا؟
هیون:چونکه دوس دخترمه
فیلیکس:وای پسر مبارکههه
هیون:تنک،بیا بریم دفترم

کای(دست راست بنگ چان):بنگ چان ،چانیی
چان:چیه؟
کای:هیونجین،دوس دخترش رو اورده
بنگ چان:چی؟ دوس دخترش؟
کای:اره بیا ببین
بنگ چان:این دوس دختر هیونجینه؟
کای:اره
ویو چان:
دیدم همون دختره دیروزیه که میخواستم باهاش س*س برم که قولم زد
رفتم پیش هیونجین
چان:اُاُاُ میبینم یکی دوس دختر داره
(بچه ها هیون و ا/ت کلا یادشون رفته بود که
بنگ چام میخواست تو پارتی با ا/ت س.س بره و اصلا یادشون نبود)
هیون:تو از کجا پیدات شد؟
ا/ت:این کیه؟
چان:منو یادت نمیاد؟
ا/ت:نه
ویو بنگ چان:
دیدم اصلا منو یادش نمیاد هم هیونجین هم ا/ت منم یه فکری امد به زهنم
بنگ چان:دارم سر به سرت میزارم
هیون:گم میشی یا گمت کتم؟
بنگ چان:باشه بابا رفتم

۳ ساعت بعد:
هیون:ا/ت میری بیرون دوتا قهوه بگیری؟
ا/ت:حتما
ویو ا/ت:
رفتم بیرون از شرکت قهوه بگیرم که یه ماشین جلوم سبز شد و چن تا ادم پیاده شدن یکی از پشت بهم زد و سیاهی......
دیدگاه ها (۴)

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

#دوست_پسر_شیطون_من part: 11ویو ظهر نابی: امروز باشگاه رو زود...

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

مافیای من

پارت۵

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط