خامـــوش شدیم باز که از دیـــده رویم

خامـــوش شدیم باز که از دیـــده رویم
هیچ نگفتیــم و نگوییـــم که ازیاد رویم
دل دیــــد که ما مست و خرابات نگاریم
خستـه و آشفتـــه این عشـــق نهانیــم
دیـــوانه دلیــم بیگانــه رهیم یار نداریم
هردم از عشق بگوییم جز این کار نداریم
دیدگاه ها (۵)

dark life =22

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

My Arirang Part 6

خامـــوش شدیم باز که از دیـــده رویمهیچ نگفتیــم و نگوییـــم...

‍ گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریممائیم و همین کار و دگر ک...

عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدمآشنائی یافتم ازخویش بیگانه ش...

دلم اشفته ی ان مایه ی ناز است هنوزمرغ پر سوخته در پنجه ی باز...

عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدمآشنائی یافتم ازخویش بیگانه ش...

در ما به ناز می‌نگرد دلربای ما.؛؟بیگانه‌وار میگذرد آشنای ما....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط