{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ما به ناز می‌نگرد دلربای ما.؛؟

در ما به ناز می‌نگرد دلربای ما.؛؟
بیگانه‌وار میگذرد آشنای ما.؛؟
بی‌جرم دوست پای ز ما درکشیده باز
تا خود چه گفت دشمن ما در قفای ما.؛؟
با هیچکس شکایت جورش نمیکنم.؛؟
ترسم به گفتگو کشد این ماجرای ما.؛؟
ما دل به درد هجر ضروری نهاده‌ایم.؛؟
زیرا که فارغست طبیب از دوای ما.؛؟
هردم ز شوق حلقهٔ زنجیر زلف او
دیوانه میشود دل آشفته رای ما.؛؟
بر کوه اگر گذر کند این آه آتشین
بی شک بسوزدش دل سنگین برای ما.؛؟
شاید که خون دیده بریزی غریب از آنک
او میکند همیشه خرابی بجای ما..؛؟
دیدگاه ها (۱)

فکر میکردم قهرمانها چهارشانه و ورزشکارند ...اما پیرمردی دیدم...

تا شب نشدهخورشید را لای موهایت می گذارمو عاشق می شومفردا برا...

زندگی یعنی:بخند هرچند که غمگینی،ببخش هرچند که مسکینی،فراموش ...

قشنگترین لحظات را ڪسی به تومی دهد❤ ڪه بتواند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط