{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم اشفته ی ان مایه ی ناز است هنوز

دلم اشفته ی ان مایه ی ناز است هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه ی باز است هنوز
جان به لب امد و لب بر لب جانان نرسید
دل به جان امد و او بر سر ناز است هنوز
گرچه بیگانه به خود گشتم و دیوانه ز عشق
یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز
خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد
غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز
گرچه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت
در این خانه به امید تو باز است هنوز
همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز
این چه سوداست که تو در سر داری
دیدگاه ها (۳)

کسی در من خودش را حبس کرده کُنج پستو هانگاهی می کند در آینه ...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

تو را به آب میدهم, برآب هم شدی ,شدیبه ضرب اوج موجها ,خراب هم...

ما این همه سخت جان نبودیم ، شدیم!محتاج به دیگران نبودیم ، شد...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

عشق بی رحم

🇮🇷🇮🇷🇮🇷✍ رهبر شهیدمان امام خامنه‌ای در شعرشون دقیقا به اسفند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط