خامـــوش شدیم باز که از دیـــده رویم

خامـــوش شدیم باز که از دیـــده رویم
هیچ نگفتیــم و نگوییـــم که ازیاد رویم
دل دیــــد که ما مست و خرابات نگاریم
خستـه و آشفتـــه این عشـــق نهانیــم
دیـــوانه دلیــم بیگانــه رهیم یار نداریم
هردم از عشق بگوییم جز این کار نداریم
دیدگاه ها (۱)

dark life =22

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

My Arirang Part 6

خامـــوش شدیم باز که از دیـــده رویمهیچ نگفتیــم و نگوییـــم...

‍ گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریممائیم و همین کار و دگر ک...

دلم اشفته ی ان مایه ی ناز است هنوزمرغ پر سوخته در پنجه ی باز...

عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدمآشنائی یافتم ازخویش بیگانه ش...

عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدمآشنائی یافتم ازخویش بیگانه ش...

در ما به ناز می‌نگرد دلربای ما.؛؟بیگانه‌وار میگذرد آشنای ما....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط