#ashura #یا_سیدالساجدین_ع

#ashura #یا_سیدالساجدین_ع
گاه آهسته فقط وای برادر می‌خواند
لب تشنه «قتلوا» بود که از بر می‌خواند

اشک می‌ریخت و هر آینه می گفت حسین
تا دم مرگ فقط روضه حنجر می‌خواند
#شهادت_امام_سجاد_ع_تسلیت
#السلام_علیک_یا_سیدالساجدین_ع #آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
دیدگاه ها (۶)

ادامه ی رمان هفتمین سایه

*teakook*

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

پارت سوم Sweet sin

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۲جونگسو؟ چیکار می‌...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_32فصل پانزدهم |...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط