من کیوت نیستمp25

شرایط و برداشتم
ولی از فصل دو شرایط داریمااا
اینم پارت آخر فصل یک


ا.ت:تو اینجا چیکار می‌کنی؟
تهیونگ:باهام بیا
ا.ت:چرا؟کجا؟چی شده؟
چرا برام توضیح نمیدی درست حسابی؟
حرف بزنننن
تهیونگ باهام بیا بهت میگم
ا.ت با تهیونگ رفتن به کافه که انگار پر خلاف کارایی که توش قمار میکنن
ا.ت:خب بگو حالا
تهیونگ:بورا خواهرت نیست
ا.ت:این چرت و پرتا چیه؟
تهیونگ:بذار حرفمو بزنم
میخواستم مطمئن بشم،تو،تو اصا،چجوری بگم
ا.ت:راحت باش بگو روم کراشی؟(ضایع بازی ها)
تهیونگ:این فکرای مخرب رو از مغز منحرفت بیرون کن
ا.ت:مگه تو چیکارمی که نصیحتم میکنی؟ آقای مثلا گود بوی
تهیونگ:داداشتم
ا.ت:چییییی(بلند که همه نگاشون میکنن)
تهیونگ:تا حالا آدم ندیدن؟کارتونو بکنین.(رو ب ادما)
تهیونگ:فکر کردی چرا انقد باهات مهربون بودم؟ هرکسی این بلا هایی که سرم آوردی رو سرم میآورد فکر کردی زندش میذاشتم؟
ا.ت:از کجا متوجه شدی یعنی اینکه نمیدونم منظورم الان مغزم گوزیده
تهیونگ:پدر مادرت,پدر مادرمون ....
فلش بک به شب ماموریت خانواده کیم( مامان وبابا ا.ت،جونگ گیو و تهیونگ)(چقد بچه زاییدن😂تهیونگ:۱۰ سالشه جونگ گیو:۶ سالشه ا.ت:۲ سالشه)تهیونگ:مامانیی مامی:جونم؟
ته: خیلی گشنمهههه
جونگ گیو:منم همین طور
پاپا:منم خیلی گشنمههه
مامی:الان میگم خدمتکارا غذا رو بیارن(چ فک کردین اینا هم مافیاعن)
غذا رو خوردن،
-اینحا محاصره شده همتون بیاید بیرون
وگرنه آتیشش میزنیم
همشون از جاشون پریدن و خواستن فرار کنن
که خونه رو آتیش زدن
همشون سوختن اما بورا ا.تو با خودش برد
-مسولیت این بچه با خودته
ته: از اون موقع ب بعد بورا تو رو بزرگ کرد
ا.ت:چ بلایی سر مامان بابا اومد؟
ته:اونا مردن،من و جونگ گیو تنهایی تو خیابون سر میکردیم
ا.ت زد زیر گریه:یاد دختر کبریت فروش اوفتادم😭
همو بغل میکنن
ا.ت:من می‌خوام بیام کره
تهیونگ:تو نباید زایع بازی در بیاری که بورا بفهمه
ا.ت:من چطور میتونم کنار قاتل پدر مادرم زندگی کنم؟
ته:مگه تو انتقام نمیخوای؟
ا.ت:انتقام؟اون منو از بچگی بزرگ کرده
ته:این فقط به خاطر عذاب وجدانه
حالا هم برو خونه که بورا متوجه نشه
ا.ت:اون گفت دیر میاد،راستی چجوری انقد زود اومدی ژاپن؟
ته:با هواپیمایی که خودتون سوارش بودین
ا.ت:تو دیگه کی هستی،داداش خودمی
جونگ گیو میدونه؟
ته:من باید برم کره،قرار داد دارم با فیلیکس
به جونگ گیو هم میگم



برا فصل دو ۱۳۰ فالوووو
و هر پارت ۲۰ لایک
نظراتتونو درباره این فصل بگید
#فیک #سناریو #تهیونگ #وی #v #bts #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۵۵)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

My Boy❄

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

My Boy❄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط