پیش از آنکه مَعشوقه‌ام شَوی

پیش از آنکه مَعشوقه‌ام شَوی
هِندیان و پارسیان و چینیان و مِصریان
هَر کُدام
تَقویم‌هایی داشتَند
بَرایِ حِسابِ روزها و شَب ها
و آنگاه که مَعشوقه‌ام شُدی
مَردُمان
زَمان را چُنین می‌خوانَند:
هِزاره‌یِ پیش از چَشم‌های تو
و
هِزاره‌یِ بَعد از آن

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_67فصل سی‌ام | د...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

چند پارتی بازی ممنوع

اتاقی که وجود نداشت(part3)روزهای بعد، خانه دیگر به اندازه‌ی ...

خارج از چارچوب Part 2:آره وایولت تنها کسی که هرگز هدیه ای بر...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_2فصل...

مقاله تند و بی سابقه علی اکبر ولایتی مشاور بین الملل مقام مع...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط