پارت ۱

پارت یک

نفسم بند اومده بود! قلبم بیش از اندازه داشت می‌کوبید! باور نمیشه به اینجا رسیدم که عشقم زندگیم بهم بگه ازت متنفرم!من لیاقت اون رو ندارم اون حقشه که اینجور پسم بزنه کاش هیچوقت اون کار رو نمیکردم....



فلش بک به یک سال قبل


ا/ت:مثل همیشه صبح از خواب پاشدم بغل تختم رو نگا کردم یونگی نبود اینروزه زیاد صبح ها ی زود میره و شب ها دیر برمیگرده خیلی سرد شده باهام ولی خب هنوزم شب موقع خوابم بغلم میکنه این یعنی حداقل دوسم داره
زنگ زدم به دوستم بورام تا حداقل یکم از مشاوره های شوهر داریش بگیرم😂

بورام :سلام خانم چه عجب حالی از ما گرفتی البته اونقد با عشقت گرفتاری که دیگه وقته اینکه با دوستت باشی نمیرسه
ا/ت:علیک سلام نخیرم اصلانم اینطور نیست عزیزه دلم زنگ زده بودم بگم باهم بریم کافه
بورام:اووو چه عجب تو ما رو یه جا دعوت کردی
ا/ت:من همیشه دوستم رو دعوت میکنم
بورام:آره عزیزم یادمه دعوت هات رو من که میدونم تو از من کمک میخوای ولی باشه خودمون رو خر فرض میکنیم که تو از سر احساس مارو دعوت کردی
ا/ت:عه بسه دیگه یه ساعت دیگه کافه باش
بورام:همون کافه همیشگی😂
ا/ت:همون کافه همیشگی😁
بورام :پس میبینمت بای
ا/ت:بای
(عکس بورام دو پارت بعد میزارم )

اتمام پارت یک

لطفا حمایتمون کنید🩵
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو کوک پارت دوم

سناریو خط قرمز

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

سناریو بونتن پارت ۹

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:4 بعد چند دقیقه تو راه موندن بلخره رس...

سناریو مایکی پارت ۲

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط