و دم رفتن زیر لب زمزمه کرد :

و دم رفتن زیر لب زمزمه کرد :
« و هرچه که هم بشود ، تو از یادم نخواهی رفت .
آن دخترکِ لطیف و مو مشکی که چشم‌هایش از شراب مستی‌ آورتر بود . »
دیدگاه ها (۰)

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

راز خون پارت سوم

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_92سریع به سمتم اومد مچمو چنگ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_67فصل سی‌ام | د...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

پارت 2

تیزر داستان جدید در واتپد ....تو اون آدمی که می‌شناختم نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط