𝕻𝖆𝖗𝖙 ⁴⁰

خون مورد علاقه ی من(𝙈𝙮 𝙛𝙖𝙫𝙤𝙪𝙧𝙞𝙩𝙚 𝙗𝙡𝙤𝙤𝙙)𝕻𝖆𝖗𝖙⁴⁰

+ خب دخترا آماده ای ¥ نقشه شیطانی £ جوون بریم. سه تایی زدیم زیر خنده سوار تاکسی شدیم کلاه و ماسک زدیم و به راننده پول رو دادیم و رفتیم قمار خونه که هم بار هم قمار میکنن جلل الخالق. پسرا رو دیدیم یه جایی دور تر از اونا نشستیم تو تاریکی ٪ جیزی میل دارید ¥ شراب کم درصد ٪ اوکی + میگم نفهمن به هر حال بزرگترین بند مافیا هستن دقیق نگاه میکنن £ ما که بهر حال میخوایم خودمون رو نشون بدیم ¥ راست میگه . شراب آورده بودن چهار چشمی به تهیونگ‌نگاه میکردم یه دختر با لباس باز دست کشید رو شونش + عع عع نگاه نگاه ¥ آرامش پلیز ما که هنوز نمیخوایم‌ بگیم‌اومدیم+ هوفف اگر دیگه واقعا زیاده روی کرد قول نمیدم که نقشه خراب نشه £ تهیونگ اهمیت نمیده نگران نباش + عع عع به جیمین و شوگا و کوک هم دارن دست‌میزنن آقا شکایت دارم. یذره دیگه نشستم دختره نشست رو پای تهیونگ + چع چشمم روشن. رفتم‌سمتشون + اهم اهم اینحا جای این کار ها نیست ٪ شما + من من گارسون اینجام مگه‌نه .( رو به یه گارسون چشمک میزنه بهش تا بفهمونه ) ٪ بله ¥ سانگ وو رئیس کارمون داره + الان میام . £ سانگ وو بدو + اومدم اومدم. رفتم سمتشون دستم رو کشیدن رفتیم‌ جای تاریک £ دختر تو نمیتونی آروم باشی + خو دختره از حد خودش گذشت ولی ناموصا چه خوب جمعش کردینا ¥ ما اینیم . + اولین کار حسودی تهیونگ دومیش اون دخترا رو جدا کنیم بعد هم بهشون بگیم ¥£ حله . زیپ سویشرتمون رو کشیدیم پایین من موهام رو دم اسبی بستم شی آه و لیتا باز گزاشتن ماسک هامون رو در نیاوردیم رفتم یه جای شلوغ نزدیک پسرا بود یه نفر اومد سمتمون ٪ افتخار جوکر میدین ¥‌ اوه چرا که نه . مقدمات چیدن شی آه کلا تو این چیزا خوب بود یه گروه پسر بودن شی آه و یکی از اون پسر ها بازی رو شروع کردن.....شی آه برد+ براووو دختر ٪ شما چرا ماسک زدین £ دلمون میخواد _ حیف شد گفتم جشن پیروزی بگیریم ولی انگار این ماسک نمیزاره + جشن ما تو خونه اس برای سرگرمی اینجاییم نه مست شدن . شی آه یه صدای خنده داد بعد زودی خودش رو جمع کرد. این دختره داشت زیاده روی می‌کرد + دخترا وقتشه دعوا راه بندازیم . رفتم سمت تهیونگ‌و دختره + هی تو کارتع به پسرا دست بزنی ٪ مشکلیه + ارع مشکلیه حتما با بچه پولدارا اینکار رو میکنی بعد هم قرص تحریک کننده تو شرابشون میریزی ٪ هع چقدر دقیق + خواستم بهت هشدار بدم حق نداری دست بزنی به تهیونگ فهمیدی ¥ فکر کنم نفهمیدن با اون دوستاش ناموص ندارید دست میزنی به برادر هام ٪ هع ببین براتون بد شد ( دیدید مثلا گروه مخالف اینطوری حرف میزنه چن نفر میان پشتش همونطوری فکر کنید😂 ) + ترسی ندارم . یدون زدم تو گوش دختره + اخیع دلم خنک‌شد میخواستن متقابل بزنن بقیه جلوشون رو گرفتن . ماسک ها مون رو در اودیم ¥ به مامان میگم لاس میزدین × تقصیر ما که نبود میدونی که اینجا + هیچی نگید دیگه میدونم به اجبار بود مگه زور ندارید & دختر مردم رو میزدیم £ واییی ولش کنید ¥ دفعه بعدی در کار نیست ÷ هست + نیست + اگر هم باشه خودم چهار چشمی مراقبتونم....

بلاخره نوشتم یععع🤌🏻😂
پارت بعدی پست بعدی
دیدگاه ها (۱)

ادامهامیل ذهن:ای بابا چرا می خواستم با بکی صمیمی تر شم😔بکی ذ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

یک سگ زیادی ولگرد

رومان عشق پنهانی (پارت5)

P27بچه ها دامیان که وارد میشه رو هذف کنید دامیان از اون دور ...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۸ویو راوی تهیونگ...

پارت ۲۶

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط