یک سگ زیادی ولگرد

ادامه پارت ³⁸
حساب کردم و زدم بیرون و رفتم سمت هتل
همینطور میرفتم که چیزی نظرم رو جلب کرد. یه دختر سیاه پوش کامل که پیچید تو یه کوچه
به بههههه بریم دنبالش ببینیم چه غلطی میکنه🤓
پیچیدم تو کوچه. کوچه بن بست بود. دختره جلوی دیوار ایستاد. پشتش به من بود. برگشت و من رو دید. منم دیدمش. ماسک زده بود، اما موهای قرمزش...
امکان نداره!
چشمام گرد شد😳
اون اینجا چه غلطی می‌کرد؟؟
یعنی هنوزم...
ماسکش رو داد پایین
دختره: سلام سلام به دوست قدیمی من!! اسپانیا گردی خوش گذشت گل دختر؟؟؟؟
~~~~
یاح یاح
مگه چیلا کلاه گیس نداشت؟؟🤓
کنجکاوی نکنین برین پارت بعد رو بخونین
حمایت؟
#انیمه
#سگ_های_ولگرد_بانگو
#چویا
#یک_سگ_زیادی_ولگرد
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

اسیر مافیا پارت ³سیاهی مطلق...ویو ا.ت بعد از اون دیگه چیزی ی...

مربی موتور سوار

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۲ سانیارهمه تو اتاق من جمع شده ب...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 1 | برخوردِ تصادفیسئول، دانشگاه...

پارت ۴۴

کپشنن💘😫عروسک من😈🔞پارت هفتاد و چهار گونه امو نوازش کرد و لب ب...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط